Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

1) جشن


همتای واژه (عید) در زبان های ایرانی (جشن) یا (یسن) است. از ریشه YAZ به معنای ستایش، نیایش و پرستش؛ (ایزد) به معنای ستایش شده و نیایش شده نیز از همین ریشه است. (جشن) واژه ای ایرانی، مذهبی و بسیار کهن است. این واژه که باری گران از معناها و سنت های ویژه ایرانی را بر دوش دارد، در اصل عبارت بوده است از برپایی مراسم نیایش و سپاس به مناسبت رخداد یک پیروزی، یک واقعه اجتماعی یا یک معجره آسمانی که سودی برای اجتماع داشته باشد. مردم به هنگام برپایی بزرگداشت گردهم جمع می آمدند و خدای را با مراسم ویژه مذهبی نیایش می کردند، و این نیایش و سپاس همه ساله به عنوان قدرشناسی از موهبتی که از سوی خداوند ارزانی شده بود تکرار می گردید. این مراسم با رقص های مذهبی و سرود و موسیقی نیز همراه بوده است. در ایران باستان و پیش از ظهور زردشت همواره مراسم قربانی پس از مراسم نیایش و ستایش انجام می پذیرفت. آن چنان توده هایی از آتش برپا می داشتند و در کنار آن صدها و هزارها اسب و گاو و گوسفند قربانی می کردند. آن گاه سهمی از قربانی به آتش داده می شد و باقیمانده آن میان مستمندان و نیایشگران پخش می گردید و با همین گوشت قربانی سور و مهمانی برگزار می شد.


یک پدیده کیهانی مانند واقع شدن خورشید در نقطه های اعتدال ربیعی یا خریفی یا انقلاب صیفی و شتوی می توانست انگیزه ای برای برگزاری جشن باشد. همین جشن ها در دوره های مختلف زندگانی اقوام ایرانی، آغاز سال را اعلام می کردند. چنانکه جشن های نوروزی، جشن مهرگان، جشن شب چله تابستان و شب چله زمستان از این قبیل است.


تعداد دیگری از جشن ها برای نیایش امشاسپندان و ایزدان برپا می شد، از آن روی که این ایزدان نگاهبان روزهای ماه و ماه های سال بودند، هرگاه که نام روز با نام ماه برابر می افتاد، به آن مناسبت جشنی برپا می شد.



2) جشن نوروز


این جشن از کهن ترین جشن های ایرانی است که پژوهشگران بنیاد آن را هند و ایرانی ندانسته اند، بلکه با قید احتمال آن را به اقوام بومی نجد ایران پیش از مهاجرت و آریاییان، منسوب می دانند. همچنین دو جشن مهرگان و نوروز از طریق سومریان به بین النهرین راه یافته و در آنجا دو جشن (ازدواج مقدس) و (اکیتو) را پدید آورده که بعدها در بین النهرین این هر دو جشن به صورت جشنی واحد در آغاز سال نو برگزار گردیده، ولی در نجد ایران همچنان تا دوره اسلامی به صورت دو جشن مستقل بر قرار مانده است.


بنابراین سه جشن «نوروز»، «مهرگان» و «سده» بیشتر در زمره اعیاد ملی ایرانی قرار می گیرند تا جشن های مذهبی؛ گفتنی است که در گاهان و اوستا از این سه جشن یادی نشده است.



3) نوروز کوچک و نوروز بزرگ


عنوان نوروز در فرهنگ ایرانی به دو روز تعلق داشته است. یکی روز اول فروردین، که خورشید به برج حمل می رسد و به آن نوروز کوچک یا (عامه) می گویند و دیگری نوروز بزرگ یا (نوروز خاصه) است که روز خرداد از ماه فروردین است.


گفته اند : نوروز سالروز آفرینش جهان و انسان است و نوروز بزرگ روزی است که در آن جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت، و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و به سجده و شکر خدا مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید.



4) نوروز و فـَرَوَشی ها


ماه فروردین به فـَرَوَهرها و یا فروشی ها تعلق دارد. جشن نوروز نیز نمادی از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی است که به رستاخیز و حیات منتهی می شود. فروهر یکی از نیروهای غیر مادی در وجود انسان است و نوعی همزاد آدمیان که پیش از آفرینش مادی مردمان در جهان مینوی به وجود می اید و پس از مرگ آدمیان نیز دوباره به جای نخستین خویش باز می گردد و از پادافراهایی که روان انسان ها به مناسبت گناهان باید متحمل شود به دور است. در عقاید باستانی تر، ایرانیان تنها قهرمانان را دارای فروهر می دانستند، اما بعدها پرهیزگاران نیز از این موهبت بهره مند می شوند. آنان سالی یکبار برای دیدار بازماندگانشان به خانه های خویش فرود می آیند و ورود آنان برکت را به همراه خواهد داشت، آن زمان که خانه را پاکیزه و درخشنده ببینند. ولی چنانچه آن را آشفته در هم و پاکیزه نشده بیابند برکت برای آن نخواسته ، آن را رها می کنند.


حضور فروهرها از طلیعه فروردین و نوروز آغاز می شود و تا دهم فروردین و به روایتی تا نوزدهم آن ادامه می یابد از این جهت مراسم آتش افروزی بر بالای بام ها انجام می پذیرفته تا راه خانه ها را به فروهرها نشان دهند.


به گفته بعضی از محققان تا به امروز نیز اعتقاد به بازگشت ارواح نیاکان در ایام نوروز وجود دارد. چنانکه اعتقاد به آزادی مردگان در شب های جمعه و بازگشت ارواح آنان به خانه های خود می تواند چنین بنیادی داشته باشد.





5) پیوند نوروز با آب


نوروز بزرگ، روز خرداد از ماه فروردین است و خرداد ایزد موکل بر آب در جهان مادی است. در بندهش چنین آمده است:


همه نیکی ها چون از ابرکران (عالم اعلی) به گیتی آید، به خرداد روز آید. باشد که همه روز آید، اما آن روز بیش آید. پیداست اگر آن روز بر تن جامه ای نیکو بدارند. و بوی خوش بویند و مروای نیک تفأل کنند و... آن سال نیکویی بدیشان رسد و بدی را از ایشان دور می سازد. از آنجا که نوروز در آغاز فصل بارش باران های بهاری قرار دارد می توان ردپای اردویسور اناهید را نیز در آن یافت. اردویسور اناهید الهه آب است. اوست که به فرمان اورمزد از آسمان باران، برف و تگرگ را فرو می باراند. بندهش او را «مادر آب‌ها» توصیف می کند که پاکیزه نگاه داشتن تخمه مردان، چون از خون پالوده شود و نیز زنان، چون بزایند و دیگر آبستن شوند از خویشکاری های اوست.


و نیز گفته اند : سبب این که ایرانیان در نوروز غسل می کنند آن است که این روز به الهه آب تعلق دارد. از این رو، مردم در این روز هنگام سپیده دم از خواب برمی خیزند و با آب قنات و حوض خود را می شویند و گاهی نیز آب جاری بر خود از راه تبرک و دفع آفات می ریزند. و در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و درباره سبب این کار برخی گفته اند علت آن است که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید و سپس ناگهان سخت ببارید و مردم به آن باران تبرک جستند و از آن آب به یکدیگر پاشیدند و این کار همچنان در ایران مرسوم بماند.



6) نوروز پیروز


نوروز همچنین نمادی است از پیروزی نیکی بر بدی. از همین رو آیین نیایش رپیثون در نوروز برگزار می شود. (رپیثون ) سرور گرمای نیمروز و ماه های تابستان است. با یورش دیو زمستان به زمین رپیثون به زیر زمین فرو می رود تا با گرم نگاهداشتن آب های زیرزمینی، گیاهان و ریشه درختان را از مرگ نجات بخشد. بازگشت سالانه او در بهار نمادی است از پیروزی نهایی خیر بر شر، به همین مناسبت جشن و نیایشی ویژه در مراسم نوروزی به ایزد مذکور تعلق داشته است.


یکی از نوشته های پهلوی به نام ماه فروردین روز خرداد این معنا، (پیروزی نیکی بر بدی)، را بسیار یادآور می شود. در این متن، این روز، روزی است که تهمورث اهریمن دروند (گناهکار) را سی سال به باره کرد، منوچهر به خونخواهی ایرج بیرون آمد و سلم و تور را هلاک کرد، سام نریمان بر سناوذک دیو پیروز شد، کیخسرو به خونخواهی پدر خویش (سیاوش) افراسیاب را هلاک کرد، منوچهر و آرش زمین را از افراسیاب باز ستاندند، و بالاخره در ماه فروردین، روز خرداد، اورمزد فرمان رستاخیز دهد و جهان را بی مرگ و بی زرمان (بی پیری) و بی پتیاره (بی عیب و نا آلوده) کند. آن زمان است که اهریمن با دیوان و دروجان ... همگی ناکار گردند.





7) نوروز روز دین و روز پادشاهی


در ماه فروردین، روز خرداد، فریدون جهان را تقسیم کرد. روم را به «سلم»، ترکستان را به «تور» و ایرانشهر را به «ایرج» داد، کیخسرو و سیاوشان را به لهراسب سپرد، زردشت دین مزدیسنان را از اورمزد پذیرفت و کی گشتاسپ شاه دین را از زردشت و در این روز پشوتن رواج دین خواهد کرد.


و نیز روایت شده است که کوروش پس از پیروزی بر بابل، پسر خود کمبوجیه را در جشن نوروز گموک بابلی به عنوان پادشاه بین النهرین معرفی کرد.



8) نوروز و سلیمان


در روایات ایرانی آمده است که چون سلیمان بن داوود انگشتر خویش را گم کرد سلطنت از دست او بیرون رفت. اما پس از چهل روز بار دیگر انگشتر خود را بازیافت و پادشاهی و فرماندهی به او بازگشت و مرغان به دور او گرد آمدند، و ایرانیان گفتند: نوروز آمد.



9) نوروز و خوان هفت سین


از مهمترین آیین های نوروزی، گستردن خوان نوروزی است که مشهورترین آن «سفره هفت سین» است. این سفره تا پایان جشن نوروز گسترده می ماند. این خوان مجموعه ای است متنوع از آنچه که در زندگی به آن احتیاج است. البته محدود کردن آن به هفت چیزی که با حرف «سین» آغاز می شود اصالتی ندارد. همچنین این خوان می تواند به نوعی بیانگر پذیرایی از فروهرها باشد که از روز اول فروردین به خانه های خویش وارد می شوند.


عدد هفت از اعداد مقدس نزد ایرانیان است که با هفت امشاسپند (برابر هفت ملک مقرب در آیین های سامی) ارتباط دارد.


گویند: سین شکل کوتاه شده سینی است که همان خوان مسین است. و در نوروز هفت خوان را برای هفت امشاسپند می آراسته اند. یا آنکه برای برکت و شگون در هفت سینی دانه هایی را که برکت به سفره می آورد می رویاندند و آن گاه در خوان نوروزی قرار می دادند.


مریم مدرس زاده


از سایت:


TEBYAN

 فرهنگ‌ ایرانی‌، سرشار از جشن‌ و شادی‌ است‌.ایرانیان‌ قدیم‌، از هر فرصت‌ و بهانه‌ای‌ استفاده‌می‌کردند تا دور هم‌ جمع‌ شوند و به‌ شادی‌ و سروربپردازند. جشن‌ چهارشنبه‌سوری‌ هم‌ علیرغم‌این‌که‌ حرف‌ و حدیث‌های‌ زیادی‌ بر سر ریشه‌ وچگونگی‌ گرفتنش‌، بر سر زبانهاست‌ اما یکی‌ ازهمان‌ بهانه‌هایی‌ بوده‌ تا اعضای‌ فامیل‌ در منزل‌یکی‌ از بزرگترها، گرد هم‌ آمده‌، سبزی‌ پلو ماهی‌وآجیلی‌ نوش‌جان‌ کنند و در خاتمه‌ هم‌ با یک‌مراسم‌ آتش‌بازی‌ مختصر، شادی‌ و نشاط خود راکامل‌ نمایند. این‌ جشن‌ هم‌ مانند سایر جشن‌هایی‌ایرانی‌، آداب‌ و رسوم‌ خودش‌ را داشته‌ است‌. درتهران‌ قدیم‌، بوته‌های‌ خار را از بیابان‌های‌ اطراف‌می‌آورند، آتشی‌ برپا کرده‌ و اسباب‌ و اثاثیه‌کهنه‌ای‌ که‌ از خانه‌ تکانی‌ حاصل‌ شده‌ بود را درآتش‌

می‌سوزاندند. در گیلان‌ قدیم‌، همین‌ مراسم‌اجرا می‌شد به‌ اضافه‌ این‌که‌ خاکستر حاصل‌ را پای‌درختها می‌ریختند و اعتقاد داشتند که‌ موجب‌باروری‌ و تقویت‌ درخت‌ می‌شود.هم چنین با  مراسم‌ زیبای‌قاشق‌زنی‌ و فال‌ گوش‌ ایستادن‌ و... همراه بوده است .

 

 


تقدیمی به کسی دفترچه خاطرات رو خونده!!!!!


از ایرانیان تقاضا می شود حتما به سایت زیر مراجعه کنید:
http://www.petitiononline.com/wpci96c/
ما را در پروژه بمب گوگلی یاری کنید
300 the movie
سلام
بعد از چند روز درگیری و درس ترم جدید اومدم آپ کنم
منتها این بار یه کمی با دفعه های پیش فرق داره
یواش یواش فرقشو می گم توی پست بعدی ......
که شاید بفهمید که اتفاق جدید چی بوده...خلاصه یه کم فکر کنید

راستی بازهم سوال

اگه عشقت دفترچه خاطراتت که کاملا همه چیز توی اون دفترچه در مورد خودشه ، رو ببینه چه احساسی بهت دست میده؟
البته دفترچه خاطراتت خیلی خیلی خصوصیه!
(یه کم اسمش فضولیه احیانا)
نظر بدید

 

این هم از آهنگ christina

لینک دانلود:

http://www.4shared.com/file/11900461/3a7ce75b/209-christina_aguilera-the_right_man.html

 

The Right Man lyrics

So many years have gone by
Always strong, tried not to cry
Never felt like I needed any man
To comfort me in life
But I'm all made up today
A veil upon my face
But no father stands beside me
To give his bride away

Well I'm standing in the chapel
Wearing my white dress
I have waited for this moment
With tears of happiness
Here I leave behind my past
By taking the chance
I've finally found the right man

Thoughts racing fast through my mind
As I'm gazing down the aisle
That my future will mend the memories
Torn between father and child

My emotions overload
'Cause there is no hand to hold
There's no shoulder here to lean on
I'm walking all on my own

Here I go

Now I'm standing at four corners
To have and to hold
Now my love, you stand beside me
To walk life's winding road
And I owe it all to you
For taking the chance
You've shown me there's a right man
'Cause I never knew a right man

Well I'm standing in the chapel
Ready to confess
That I've waited for this moment
With tears of happiness
Now I leave behind my past
By taking the chance

Ohh

Well I'm standing at four corners
To have and to hold
Now my love, you stand beside me
To walk life's winding road
And I owe it all to you
For taking the chance

And one day my little girl
Will reach out her hand
She'll know I found the right man


بهترین راه برای رهایی از چاقی و از بین بردن وزن اضافی، محبت کردن به همسر است. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا براساس تحقیقات انجام شده 8 نفر از هر 10 نفر ایتالیایی بر این باورند که عشق و دوستی بهترین راه برای دستیابی زنان به تناسب اندام است. همچنین بر اساس تحقیقی از دانشگاه‌های تگزاس و استنفورد، عدم بروز احساسات به شکل واضح باعث کاهش قدرت حافظه و اتخاذ تصمیم‌های قابل توجه می‌شود.