
خبر غم انگیزی که روز دهم تیرماه منتشر شد ، این بود:"ساختمانی هفت طبقه در منطقه سعادت آباد تهران صبح امروز فرو ریخت.
سخنگوی سازمان آتش نشانی گفت: ساعت 8 و 44 دقیقه امروز به ستاد فرماندهی اعلام شد که ساختمانی هفت طبقه درمنطقه سعادت آباد، بلوار فرهنگ نبش خیابان 24 شرقی فرو ریخته است.
بهروز تشکر با اشاره به اینکه سه دقیقه بعد از حادثه ماموران اولین ایستگاه سازمان آتش نشانی در محل حاضر شدند افزود: این ساختمان که با رعایت نکردن مقررات استاندارد ساختمان سازی احداث شده و قبلا بدون توجه به هشدارهای کارشناسان ایمنی سازمان آتش نشانی بخشی از آن فرو ریخته بود امروز در عملیات گودبرداری وتخریب کامل آن ، باز هم بدون رعایت اصول گود برداری و ایمن سازی محل، این ساختمان ناگهان به طور کامل فرو ریخت."
***
براساس قانون شهرداری و ماده 55 این قانون که "وظایف شهرداری" را مشخص نموده است و برطبق تبصره ذیل بند 14 اصلاحی مورخ 27/11/1345 که صراحتا ذکر مینماید "درکلیه موارد مربوط به رفع خطر از بناها و غیره و رفع مزاحمتهای مندرج در بند 14 شهرداری پس از کسب نظر مامور فنی خود به مالکین یا صاحبان اماکن یا صاحبان ادوات منصوب ابلاغ مهلت دار متناسبی صادر نماید و اگر دستور شهرداری در مهلت معین به موقع اجراء گذاشته نشود، شهرداری راساً با مراقبت مامورین خود اقدام به رفع خطر یا مزاحمت خواهد نمود و هزینه مصروف را به اضافه صدی پانزده خسارت از طرف دریافت خواهد کرد، مقررات فوق شامل کلیه امکن عمومی مانند سینماها ، گرمابه ها، مهمانخانه ها، دکاکین، قهوه خانه ها، کافه رستورانها، پاساژها و امثال آن که محل رفت و آمد و مراجعه عمومی است نیز میشود"
با توجه به صراحت این قانون و همچنین دستورالعملها و آیین نامهها و بخشنامههای دیگر صادر از سوی شهرداری تهران مسئولیت این فاجعه به شهرداری آن برمی گردد.
سوابق این ساختمان که در یکی از گرانترین خیابانهای تهران در منطقه سعادت آباد قرار گرفته ، حکایت از تخلفات مکرر شهرداری ،چه در زمینه ساخت و ساز و چه دادن پروانه کار و دیگر مسئولیتهای محوله دارد.
به موجب پروانه ساختمانی شماره 975/ش/502 در تاریخ 2/9/70 برای دو طبقه زیر زمین و 3 طبقه روی آن مجوز احداث بنا صادر میشود و در تاریخ 29/2/73 هم ، گواهی عدم خلاف به شماره 1127 برای این ملک از سوی شهرداری وقت صادر شده است .
پس از گذشت 3 سال از زمان دریافت گواهی عدم خلاف، پروانه ساختمانی به شماره 7097 در تاریخ 3/8/76 مبنی بر موافقت با احداث 5 طبقه مسکونی بر روی وضعیت موجود صادر میشود که پس از ایجاد بنای جدید در تاریخ 16/11/79 برای این ساختمان با کل زیربنای 70/5466 متر مربع پایان کار ساختمانی به شماره 45793 صادر میشود.
بر این اساس بنای مذکور که شامل 2 طبقه زیرزمین و 8 طبقه روی آن شده بود به تعداد 32 واحد مسکونی به تعدادی از شهروندان واگذار میشود.
با توجه به اینکه این بنا در سال 1383 دارای ترکهای طولی و عرضی بزرگی در اسکلت بندی خود میشود لذا ساکنین این ساختمان را تخلیه مینمایند. و هرچه اهالی محل و حتی کمیسیون ماده به شهرداری اعتراض مینمایند مسئولین شهرداری تهران برخلاف نص صریح قانون به وظایف خود عمل نمینمایند و باعث بروز این فاجعه انسانی میشوند.
درخواست مالکان املاک همجوار در تاریخ 29/9/86 از شهرداری منطقه 2 است که در این درخواست آنها صراحتا" از شهرداری درخواست تخریب ساختمان نیمه مخروبه را داشتهاند. رونوشتی از این درخواست هم برای مسئولان مختلف ارسال شده است .
براساس درخواست مالکین املاک همجوار نایب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی در نامهای به شماره 64865/309012939 مورخ 30/10/86 از شهرداری منطقه 2 تهران درخواست اقدام عاجل را مینماید ، همچنین رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز طی نامه 18589/160 مورخ 14/11/86 از شهرداری منطقه 2 تهران درخواست ایجاد شرایط و تمهیدات ایمنی را مینماید.
بی گمان انتظار می رود شهرداری تهران ، مسؤولیت این ماجرای غمبار را بر عهده بگیرد و تا حد امکان در صدد جبران مافات برآید هر چند که هرگز نمی توان جان 17 انسان بی گناه را که قربانی اهمال کاری شهرداری و سوء استفاده های برخی بساز بفروش ها و سوداگران شده است را برگرداند ولی می توان با اصلاح ساختارهای معیوب نظارتی و پروسه تولید ساختمان ، از بروز چنین "فاجعه" هایی جلوگیری کرد .
به علاوه بر قوه قضائیه است که با قاطعیت و البته با سرعت عمل ، به این پرونده رسیدگی کند و تمام کسانی که در آن نقش داشته اند را به اشد مجازات برساند .
مردم ، با این اطمینان در خانه ای سکنی می گزینند که شهرداری و سایر نهادهای مرتبط از جمله نظام مهندسی ، بر ساخت استاندارد آن نظارت داشته اند ولی اتفاقی که رخ داد ، این اعتماد را به شدت خدشه دار کرده است و از این رو بازیابی اعتماد از دست رفته مهم ترین تکلیف مسوولان مربوطه است .
دیروز ، خانه ای در سعادت آباد فرو ریخت و اگر اوضاع به همین منوال پیش برود ، معلوم نیست فردا نوبت کدام یک ماست؟
به راستی بهای جان آدمیزاد در این ملک چقدر است؟!
عصرایران




